X
تبلیغات
بچه هاي شوهان
درباره من
شوهان:از ايلات استان ايلام با مردمي شجاع و ميهن پرست داراي مذهب تشيع كه از جنوب به كشور عراق و ازشمال به كبيركوه از غرب به شهرستان مهران و ملكشاهي و از شرق به زرين اباد و دهلران محدود مي گرددجمعيت تقريبي اين ايل بالغ بر40هزار كه ساكن شهرهاي ايلام /مهران و مناطق شوهان مي باشند.هدف از راه اندازی این وبلاگ ضمن احترام به سایر ایلات کشور آشنایی شما عزیزان در فضای مجازی با مناطق و مردم و آداب و رسوم این ایل می باشد .از هرگونه نظرو انتقادسازنده استقبال می کنیم.
منبع:http://hamidmoradi.blogfa.com/

به نام حکیم جهان آفرین

هرکسی کو درو ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

 

ایل شوهان یکی از بزرگ ترین ایل های استان ایلام است. محل اصلی این ایل دهستان شوهان در جنوب شهر ارکواز ملکشاهی است. بسیاری از اهالی این ایل هم اکنون در شهرستان های تهران-ایلام و مهران سکونت دارند.

طوایف این ایل شامل: ۱- طایفه ی کلی وند ۲-قیطول ۳-بلوچ ۴-کاوری ۵-صفرلکی ۶-فلک ۷-شرف ۸-کرهر است.

مجموعه ای از آرا و نظرات اکابر و نسب شناسان بومی سادات سیدناصرالدین که محل اصلی آنان دهستان سیدناصرالدین از توابع بخش زرین آباد شهرستان دهلران می باشد را در شمار طوایف ایل شوهان قلمداد می کنند.

بخشی از اهالی طوایف کلی وند و فلک ( که به نوعی پرجمعیت ترین طایفه های این ایل می باشند) و طایفه ی صفرلکی هنوز در مراکز روستایی و عشایری روستاهای چنگوله-چالاب و چشمه پهن و نیز نادرآباد به مختصر زراعت و دامداری اشتغال دارند و بخشی از اهالی این طوایف نیز به صورت کوچرو عمدتاْ به دامپروری و گاهاْ کشاورزی اهتمام می ورزند. اینان تنها مردمانی هستند که به نوعی رنگ و بوی ایلیاتی خود را حفظ نموده و بر اصالت ماندگار خویش استوار مانده اند.

این ایل که مردمانی رشید و غیرت مند ساعی و سختکوش را در دامن پاک و ریشه دار خود پرورده است. با پیشینه ای کاملاْ متعهد به اصول و ارزش های انسانی در نظام اجتماعی و ایلیاتی استان ایلام چهره ی بزرگ و با عظمتی است که در دوران های مختلف حکومتی چه در رویارویی با قهر و دین ستیزی آنان و  چه غیورانه همرا و هم دوش با دین مداری و کفرستیزی ایشان در مقابل دشمن صف آرایی نموده است و بی هیچ تردیدی اوج حضور ارزشمند مردمان شریف و نجیب این ایل بزرگ در قیام مردم پشتکوه در مقابل استبداد رضاخانی(۱۳۰۸) و ایثار و فداکاری و از جان گذشتگی جوانان غیور این ایل سرافراز در پاسداری از مرزهای مقدس ایران اسلامی(هشت سال دفاع مقدس) حماسه ی افتخارآمیزی است که در تاریخ درخشان مبارزاتی استان ایلام که انصافاْ شایسته است به عنوان پایتخت دفاع در میهن اسلامی مان نامیده شود ماندگار خواهد ماند.

نگارنده ی این سطور بر آن است تا با راه اندازی این وب با مدد از مورخان نویسندگان اکابر و افراد آگاه و مطلع از سیر تاریخ حماسی این ایل بزرگ خدمتی هر چند کم و ناچیز به اصالت افتخارآمیز آن نماید تا مبادا روزی خدای ناکرده نه اصلی ماند و نه وصلی.


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت: 13:1

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت: 12:10
 

در حاشیه دیدار حضرت ‌آیت‌الله خامنه‌ای با قاریان قرآن، رهبر معظم انقلاب با محمدحسین طباطبایی و پدرش برای مدتی خوش و بش کردند.

 گفتنی است محمدحسین طباطبایی در سن 8 سالگی به عنوان یکی از نوابغ علمی جهان، از دانشگاه‌های معتبر دنیا مدرک دکترا دریافت کرد.

او همچنین در سن 4 سالگی حافظ کل قرآن بود.

 


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 ساعت: 9:45
چنگوله موج مزنه وا او بارو            گرشیر رنگی ویه و خین یارو

گرشیر قل مزنه وا دود آتش              پیکرش زخمی ویه وا تیر و ترکش  

آسمو اوری اورد تیره و تیره             تم آتش بارسه دو گرشیره

عزاداره پردمش خینه                      دالکل زاری نکنی یه جنگ دینه

جنگ پیچس و گرشیر کافر نوینه        کر شوهو جنگ مونه سینه و سینه

گر شیر ، آتش جنگ و نی د جونم       هفت برارم شهید وی داد گرونم

گر شیر سیاه پوشه برگش دواره         برارلگم کمین دشمن بیشماره

دالگه گیس بورسه تو خور ناری        جنگ پیچسه و خمو جنگ بی براری

ایل شوهو جمع وینه تیره و تیره         دشمن شکست دنه دو گرشیره

رتم گرشیر کنم یادی و یارو               عصرچشم جوش هاورده چی او بارو

 چنگوله پیر سمکو سوارو                مروه یادت نی کرده روزگارو

              سید ماشاءالله رحیمی 19/11/86


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 20:15
  نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

مرتضي ساده ميري در سال 1340 در خانواده‌اي از اكراد ايل شوهان در ايلام متولد شد. او با مشاهده فقر خانواده ترك تحصيل مي‌كند و تحت تأثير شرايط اجتماعي و سياسي، در سنين نوجواني به فعاليت‌هاي ضد رژيم پهلوي دست مي‌زند. در پي همين مبارزات او ناچار به ترك ايلام مي‌شود اما پس از پيروزي انقلاب و شروع جنگ به ايلام باز مي‌گردد و پس از گذراندن مدتي كوتاه در جبهه‌ها دوباره به تهران باز مي‌گردد. عليرضا، برادر بزرگ‌تر مرتضي كه علاقه بين آن دو،‌زبانزد همگان است در يك تصادف جان خود را از دست مي‌دهد. مرتضي بعد از اين مصيبت به اصرار رفقاي عليرضا به جهاد مي‌پيوندد و بعد از مدتي كوتاه در جبهه ماندگار مي‌شود. به زودي به خاطر تبحري كه در شناسايي تپه‌هاي يك شكل و يك دست بيابان‌هاي اطراف مهران و دهلران دارد به مرتضي هلتي شهرت مي‌يابد. مرتضي و همراهان شجاعش در بسياري از عمليات‌هاي شناسايي و ايذايي شركت مي‌كنند و عمليات‌هاي بسياري با جسارت و همراهي آن‌ها تدارك ديده مي‌شود. مرتضي چندين بار مجروح مي‌شود اما دوباره به جبهه برمي‌گردد و مصمم‌تر از قبل در جنگ حضور مي‌يابد. پذيرفتن قطعنامه و پايان جنگ نيز به اين حضور پايان نمي‌دهد. سرانجام مرتضي هلتي در سال 69 در عملياتي كه در خاك عراق صورت مي‌گيرد، با آتش گلوله نيروهاي عراقي در ميان بغض و اندوه همرزمانش به شهادت مي‌رسد.
خلاصه مفصل:  مرتضي ساده‌ميري، در يكي از روزهاي سال 1340 در خانواده‌اي از اكراد ايل شوهان كه در ايلام ساكن شده‌اند، به دنيا مي‌آيد. پيش از او، عليرضا، پسر بزرگ‌تر خانواده، با تولدش دل ضمبرخانم، مادر و رضا، پدر خانواده را شاد كرده است. با گذشت سال‌ها، مرتضي جا پاي برادر بزرگ‌تر خود مي‌گذارد. عشق و علاقه ميان اين دو، زبانزد خانواده، اقوام و دوستانشان مي‌گردد. در دوران نوجواني، مرتضي كه از نزديك طعم فقر و محروميت را چشيده است برخلاف ميل باطني، تحصيل را نيمه كاره رها كرده و با كمك پدر و عليرضا دكه كوچكي درست مي‌كند تا با فروش ميوه به مخارج خانواده كمك كند. همجواري با مسجد صاحب‌الزمان و بهره‌جستن از سخنان آيت‌الله حيدري ايلامي، مرتضي را با بينش جديدي از ظلم ستيزي آشنا مي‌سازد. او شيفته روحاني مسجد صاحب‌الزمان است و از اين رو وقتي متوجه مي‌شود همه كوچه‌هاي اطراف بي‌توجه به مسجد و قداست آن نامگذاري شده‌اند، تصميم مي‌گيرد تا ايده خود را عملي كند و بالاخره يك روز مخفيانه با يك سطل رنگ و يك قلم مو، نام تمام كوچه‌ها را به نام ائمه اطهار تغيير مي‌دهد.
    اين حركت به زودي توسط عوامل ساواك كشف و مرتضي شناسايي مي‌شود. مرتضي كه در اين زمان نوجواني بيش نيست، دستگير و بازداشت مي‌شود. اما با حمايت عليرضا و پدرش از زندان آزاد مي‌شود. با شدت گرفتن اعتراض‌ها عليه رژيم پهلوي و برپايي تظاهرات، مرتضي كه چهره‌شناخته شده‌اي براي مأمورين است، مورد فشار قرار مي‌گيرد و بالاخره يك روز در حال بازگشت از يك راهپيمايي، متوجه مي‌شود كه خطر دستگيري وي جدي است. به همين علت صبح روز بعد وقتي مردي ناشناس به خانه آن‌ها مراجعه مي‌كند و سراغ مرتضي را مي‌گيرد، او به سرعت از بام‌خانه مي‌گريزد و پس از فرستادن پيغامي كوتاه براي خانواده‌اش، ايلام را به مقصد تهران ترك مي‌كند. پس از پيروزي انقلاب عليرضا مشغول خدمت در جهاد مي‌شود.ساعت سه بعد از ظهر دوشنبه 21 شهريور ماه 1359 با حمله نيروهاي بعثي به مرزهاي غربي، جنگ تحميلي آغاز مي‌‌شود. مرتضي پس از شنيدن خبر، بلافاصله عازم ايلام مي‌شود و با پيوستن به پايگاه صاحب‌الزمان، درخواست اعزام به دهلران را مي‌كند كه اينك در تصرف كامل نيروهاي عراقي است. مرتضي با گروهي از جوانان،‌عازم مهران مي‌شود اما در بين راه، خودرويي كه بر آن سوارند، هدف حمله دشمن قرار مي‌گيرد. مرتضي ناگهان خود را در دل دشمن مي‌يابد و به ناچار بيست‌و چهار ساعت را در حالي كه با مرگ فاصله ندارد، به سختي تاب مي‌آورد، و بالاخره به شكل معجزه‌آسايي موفق به فرار مي‌شود. در اين زمان خانواده مرتضي نيز شهر را ترك كرده و به اردوگاه آوارگان پناه مي‌برند. مرتضي كه شاهد اوضاع نابسامان خانواده است، تصميم مي‌گيرد براي كم كردن مشكلات آنان، دوباره به تهران باز‌گردد. جنگ همچنان ادامه دارد. در بهمن سال 1361، عليرضا به همراه چند تن ديگر از مسئولان جهاد ايلام براي شركت در جلسه مديران جهاد به تهران مي‌آيند، اما در بازگشت در يك سانحه رانندگي كشته مي‌شود. مرتضي پس از مرگ برادر، به شدت افسرده مي‌شود. مرتضي تهران را ترك مي‌كند و مدتي بعد با اصرار رفقاي عليرضا به جهاد مي‌پيوندد. به واسطه انجام وظايف جهاد، به مناطق جنگي رفت‌و‌آمد مي‌كند و در يكي از اين آمدورفت‌ها ديگر حاضر به بازگشت به شهر نمي‌شود. ديدن تپه‌هاي يكدست كه در حد فاصل مهران و دهلران قرار دارد و به هلت معروفند به او آرامش خاصي مي‌دهد. مرتضي به خاطر مهارت عجيبي كه در شناسايي هلت‌ها داد زبانزد رزمندگان شده و به مرتضي هلتي شهرت مي‌يابد. در اولين عمليات شناسايي كه از جانب حاج يادگار اميدي،‌فرمانده شجاع اطلاعات عمليات به وي و گروهش محول شده، سربلند و پيروز، بيرون مي‌آيد. پس از آن مرتضي كه فرماندهي يكي از دسته‌هاي گردان شهيد بهشتي را بر عهده دارد در عمليات‌هاي برجسته فراواني شركت كرده و زمينه را براي عمليات بزرگ والفجر 5 آماده مي‌نمايند. اين عمليات كه در ساعت 24، 27 اسفند 1362 با رمز "يا زهرا" آغاز شد، پيروزي بزرگي را براي رزمندگان اسلام به همراه داشت و با آزادي ارتفاعات متعددي، بسياري از يگان‌هاي دشمن را نابود كرد. در سال 1364، مرتضي فرمانده گروهان مي‌شود و از چنگوله به چغارعسگر مي‌رود. هنوز هم يكي از كارهاي اصلي او شناسايي و عمليات ايذايي است. او در عمليات شناسايي كه به همراه حاج يادگار، محسن كريمي و ديگر ياران او است، پس از پشت سرگذاشتن موانع خطرناك ، به نبرد با "گوش‌برها" (مزدورهاي داخلي كه براي نيروهاي بعثي جاسوسي مي‌كنند) مي‌پردازند. در اين نبرد حاج يادگار به شهادت مي‌رسد. مرتضي به كمك عزيزپور، تك تيراندازي از نيروهاي عراقي را كه هيچ‌گاه تيرهايش به خطا نمي‌رود و به "ويسه تك چشم" معروف است، نابود مي‌كنند. در تيرماه 1365 در عمليات كربلاي 5، كه به قصد آزادسازي شهر مهران صورت گرفته، مرتضي براي نخستين‌بار مجروح مي‌شود. پس از نوروز 1366 و انجام چند رشته عمليات شناسايي در ارتفاعات غرب، مرتضي به مرخصي مي‌رود اما تحمل ماندن در شهر را نمي‌آورد و مجدداً و قبل از پايان دوران مرخصي به همراه دوست مجروحش، الماسي به جبهه باز مي‌گردد. پس از آن عمليات نصر4 و عمليات والفجر 10 با شجاعت‌هاي مرتضي و افراد گروهش، كرمي، قضبان و الماسي و... و صدها رزمنده ديگر پيش مي‌رود و در هر يك از اين عمليات‌ها، مرتضي شاهد شهادت تك تك دوستانش مي‌شود.سرانجام در تاريخ 67/4/27، جمهوري اسلامي ايران قطع نامه شماره 598 شوراي امنيت را مي‌پذيرد. مرتضي توان دل كندن از جبهه را ندارد و هم‌چنان به حفظ سنگر و دفع حملات گهگاه عراقي‌ها مي‌پردازد. در زمستان 69، با آغاز جنگ عراق و كويت، او به همراه يك گروهان براي مبارزه با منافقين به خاك عراق نفوذ مي‌كند و موظف به تصرف پاسگاه الصيحه مي‌شود. مرتضي كه اين بار حس‌و‌حال ديگري دارد، قبل از  شروع عمليات شهادت خود را پيش‌بيني مي‌كند. در اين نبرد، با آتش گلوله عراقي‌ها، مرتضي جراحت سختي برمي‌دارد. تن مجروح او به كمك ايل‌خان منصوري، همرزم قديمي‌اش از خاك عراق نجات مي‌يابد. اما سرانجام در ساعت 12 شب 25 اسفند 69،‌يعني درست در سالگرد عمليات والفجر 10 مرتضي هلتي به شهادت مي‌رسد.
محور اثر: شخصيت،عمل
زاويه ديد: سوم شخص،داناي كل
زمان روايت اثر: گذشته
تأثير:ملودراماتيك
مأخذ: هلت ها نام تو را مي خوانند
ناشر: بنياد شهيد انقلاب اسلامي، نشر شاهد
تاريخ انتشار: 1381
محل انتشار: تهران


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 20:1
-  قوم لُر:

الف -طوایف لُر ساکن شهرستان آبدانان

سلیورزی : از طوایف معروف لُر است که در بسیاری از منابع آنها را از اخلاف والیان لُرستان می دانند. گویش آنها لُری است و در هفت چشمه آبدانان ساکنند و شامل تیره های – گرمسیری – حیدر رضا – خلف – طلوری؛  می باشند.

رشنو ها : از طوایف معروف لُر هستند، که اصل آنها از لرستان است، گویش لُری دارند .

مال ملایی : از طوایف لُر بوده و از ساکنان قدیمی هزارانی و ماهوته آبدانان هستند. گویش آنها لُری است.

طایفه بیات: به زبان لُری صحبت می کنند، همپیوند کاحیرده های مورموری و شهرستان دهلران هستند.

ایل کاحیرده : از ایل کاحیرده ای هستند که در دهلران نیز ساکن اند و در مورموری زندگی می کنند. گویش آنها لُری است .

کولیوند: گویش آنها لُری و لکی می باشد اصل آنها از لرستان آمده اند که به خاطر مجاورت با کردها و جریش شدن با اقوام کُرد برخی آنها را کُرد قلمداد کرده اند.

طایفه جودکی: این طایفه از طوایف لرستان بوده که در حال حاضر در بخش هایی از آبدانان زندگی می‌کنند.

طایفه پیرانی : از طوایف ساکن آبدانان هستند که به زبان لکی تکلم می کنند. و احتمال این که پیوستگی با لک‌های لرستان داشته باشند زیاد است .

طایفه سگوند: سگوندها در حقیقت ایل بزرگی هستند، که از اندیمشک و شوش خوزستان تا قسمت‌های زیادی از لرستان را در بر گرفته اند ولی به صورت طایفه کوچکی در بخش هایی از آبدانان  هم زندگی می کنند. زبان آنها لُری است .

ایسه‌وند :  ایسه‌وندها برخی آنها را بختیاری می دانند و برخی آنها را از مهاجران لُرستانی می دانند، در روستای سرپله و بخش هایی از شهرستان دهلران زندگی می کنند ، ساکنان سرپله گویش لُری دارند اما ساکنان دهلران به خاطر اختلاط با کرده های پشتکوهی زبانشان تغییر کرده است.

گلال زیری : این طایفه نیز ساکن روستای سرپله هستند و در  مناطق مختلف دهلران و آبدانان نیز دیده می شوند گویش آنها لُری است .

جابری: این طایفه ساكن روستای  جابر انصار و همجوار پشت قلعه آبدانان هستند و گویش آنها لری است.

 

ب-طوایف لُر ساکن شهرستان دره شهر :

میرها : این طایفه از بازماندگان حاکمان لُر می باشند که در پشتکوه حکومت داشته اند . زبان آنها لُری است. و ساکن بخش مرکزی دره شهر می باشند .

ایل زینی وند: در بخش مرکزی دره شهر زندگی می کنند و گویش آنها لُری می باشد. و شامل طایفه‌های : شادیوند- صالح وند – نوروزی‌وند  می‌باشند. که هر کدام هم شامل تخمه‌هایی می‌شوند.

طایفه حسنوند : این طایفه بخش کوچکی از جمعیت دره شهر را شامل می‌شود. زبان آنها لُری و لکی است.

ایل کولیوند : این ایل از بزرگترین ایلات لُر ( از نظر جمعیت) ساکن دره شهر می باشند . گویش آنها لکی است اما به لُری هم تکلم می کنند. اصل آنها از ایل کولیوند ساکن لرستان است .

طایفه مطرب‌ها : این طایفه از آن جهت مطرب نام گرفته اند که در اعیاد و عزاداری ها به نواختن ساز می‌پردازند. به زبان لُری تکلم می کنند و در بیشتر بخش های دره شهر دیده می شوند .

طایفه هندمینی : گویش آنها لُری هنی‌مینی است.  و ساکن بخش هایی از بدره هستند .

طایفه دوستان: گویش آنها شبیه به لُری هنی مینی می باشد  و ساکن دهستان دوستان می باشند .

 

ج -طوایف  لُر ساکن شهرستان دهلران :

ایل کاحیرده : که از ساکنین اصلی شهرستان دهلران هستند. زبان آنها لُری است. بالغ بر 3000 خانوار هستند و شامل طوایف : دوییت –اورهام – لته- بن ریزی – فرض عالی – چراغ – رحمت الله – سیرو – برایم – دیلرونی – در گاه – رشنو که طوایف درگاه – رشنو – دیلرونی  با سایر طوایف هم جریش شده‌اند .

ایل دیناروند : از طوایف لُر ساکن بخش موسیان هستند گویش لُری دارند. و شامل تیره‌های : سرگچی – قماور – هشاور – روغنی – قاید – پیشکار- غیاسوند – کیاوند – ولی شرف- و غیره ... می باشند .

طایفه کاووسی : از طوایف لُر ساکن موسیان هستند که گویش لُری دارند و مردم عامه معتقدند با ایل کاحیرده از یک نسب هستند و شامل تیره های : میرزا- رحمه – نصیری- پاپاواسی – آمی – می باشند.

کاوری یا کَوری ها : ساکنین کور از توابع بخش زرین آباد می باشند ...گویش قدیمی و اصیل آنها  شبیه لُری شوهانی بوده است .. اما در حال حاضر برخی به کُردی پشتکوهی هم تکلم می کنند.

بالوی ها : این طایفه در مناطق اطراف بخش مرکزی و شهر دهلران ساکن هستند ، به دو گویش تکلم می کنند، گویش لُری شبیه به لُری شوهانی که گویش قدیمی و اصیل آنهاست و کُردی پشتکوهی که زبان اخیر به خاطر اختلاط آنها با طایفه جایروند های دهلران بوجود آمده است .

 سید ناصر الدین : سادات سید ناصر الدین در بخش مرکزی و اناران هستند و گویش آنها شبیه لُری شوهانی است .

سید ابراهیم قتال : سادات سید ابراهیم قتال که در بخش مرکزی و بخش اناران ساکنند گویش آنها شبیه لُری شوهانی است.

 

د-طوایف لُر ساکن شهرستان شیروان چرداول :

لک‌ها : که در بخش زیادی در شیروان چرداول، ساکن هستند و از تیره های متعددی تشکیل می شوند. گویش لکی دارند  و از نظر گویش  نزدیکی زیادی به لک‌های  لُرستان دارند .

طایفه مستقل عرب رودباری: گویش  عربی- لُری – لکی دارند . و احتمالاً از ایرانیان برگشته از عراق هستند .

 

 

و-طوایف لُر ساکن شهرستان مهران :

ایل شوهان : گویش آنها لُری شوهانی است . و شامل تیره های مختلف و متعددی می باشند. محل سکونت آنها بخش‌هایی از شهرستان مهران و شهر ایلام می‌باشد . آنها در حال حاضرکم کم زبان لُری خود را از دست می دهند و به گویش کُردی محکی گرایش پیدا می کنند.

.توضیح اینکه :

((ایل شوهان شامل ۹طایفه به نام های فلک/کلیوند/قیطول/صفرلکی/کاوری/کرهر/بلوچ/شرف/سادات سید ناصرالدین.میباشدکه در مناطق ایلام و مهران و ملکشاهی و سایر نقاط کشور پراکنده است شایان ذکراست که عده ی زیادی از این مردم در مناطق امله شوش دانیال و قزوین هم زندگی می کنند مهمترین سرزمین اجدادی آنان چالاب /چنگوله/سرتنگ زعفرانی/زیتون/خوشادول/بلوطسان/نادرآباد/چیچال/چشمه پهن/و در نهایت مرز بین کردوشوهان در شرق این ایل و مرزبین شوهان و ملخطاوی و ملکشاهی در غرب و از شمال به کبیر کوه و از جنوب به مرز عراق و اعراب رویشد و مناطق دیر مالی محدود می گردد .ایل شوهان از قدیم الایام با طایفه کایدخورده ساکن دهلران بعنوان برادر خوانده بوده است)) امروزه مهمترین خواسته ی این ایل با داشتن بیش از۲۷۰شهید جنگ تحمیلی و جمعیتی حدود۴۰هزارنفر ایجاد مرکزیتی به نام بخش شوهان می باشد .

خطوط آبی خارج از نوشته ی آقای میرابی می باشد.

طایفه سوری: از طوایف لُر ساکن بخش صالح آباد مهران هستند. محل آنها بان ریشان – ماربره – سیاهرگ است . به گویش لُری تکلم می کنند .

پیرحیاتی : از طوایف لُر محسوب می شوند و از لرستان آمده اند .

 

13-قوم کُرد: (( یا بهتر است بگوییم قومی که خود را کُرد می دانند))

 

الف-طوایف کُرد ساکن شهرستان آبدانان :

1- ماسبی : به زبان کُردی پشت کوهی صحبت می کنند. در انجیره و گرازان – تیشه کن – میوسه – و.. ساکنند و شامل تیره های –شه قلی – نر غیبی – سهرابوند – قفر وند –خیران –خشکوند- شوشکین – شاه تاج الدین – مکی – بازگیر ماسبی – علی ولی – چراغ علی ... تقسیم می شوند . برخی از تیره های این طایفه را لرستانی می دانند .

2- ناصر عالی : زبان آنها کُردی پشتکوهی می باشد . و شامل تیره های – فرج - فرج الله- قمر – ذوالفقار – حاجی – یارگه – مرخه – داراگل زار- ملاوی – سیاه گوش و غیره ... می باشند . برخی از تیره های این طایفه را لُرستانی می دانند.

3- خلیل ابراهیم : این طایفه از ناصر عالی های آبدانان هستند که ساکن فرهان آباد می باشند.

4- زرگوش : ساکن آبدانان و حومه می باشند  به دو تیره بزرگ تقسیم می شوند  - نشار – بر آفتاب – احتمال اینکه از لک های لرستان باشند وجود دارد، همچنین نظرهایی وجود دارد دال بر بختیاری بودن برخی از تیره های این طایفه...

5- طایفه گلال زیری :  زبان آنها کُردی پشتکوهی است . که در اصل از لرستان آمده اند.

6- نوکر ناظر :این طایفه در اصل لرستانی هستند و جزو طوایفی  هستند که پراکنده شده اند.

 

7-طوایف وابسته یا هم جریش با کُرد:

1- سید ناصر الدین : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است... 2- سید ابراهیم : گویش کُردی پشتکوهی دارند ....  3- سید ابراهیم قتال : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است ... .  4- سید صلاح الدین محمد : گویش لُری دارند....  5- جابری: به دو گویش کُردی و لُری صحبت می کنند. و آنها را از نسل جابر انصار می دانند .

 

 

ب - طوایف کُرد ساکن شهرستان  ایلام :

ده والایی : نام طایفه ای است . که گویش آنها کُردی محکی است . شامل سه تیره اند – علائی – کوله – رئیس تقسیم می شوند. معروف است که از طوایف قدیمی ساکن ایلامند. که در میان آنها  تیره کوله از لکستان آمده اند و همپوند تیره علایی شده اند.

ریزه وندی : از طوایف قدیم شهر ایلام بوده ، گویش آنها کُردی محکی می باشد . و به علت اطاعت نکردن و ندادن مالیات به والی حسین قلی خان ابو قداره سرکوب و پراکنده شده اند. شامل تیره های – عبد مولا- محمد جافر- محمد باقر – اعتقادات در باره اصل و نسب این طایفه زیاد است، برخی آنها را از اخلاف بهرام گور می دانند و برخی آنها را از لرستان می دانند.

سوره میری: از سکنه بسیار قدیمی سرزمین ایلام پشتکوهند. به اعتقاد آقای خیتال عده ای از مردم زرین آباد دهلران از نسل همین سوره میری ها هستند برخی بر این باورند که اصل این طایفه از لُرستان آمده است .

رشنو : از ساکنان قدیمی شهر ایلامند ، که در زمان حسن خان فیلی از لرستان به پشتکوه آمدند، و به علت سواد داشتن و خط خوب به عنوان مستوفی یا کاتب در کنار والی  مشغول به دیوانی شده اند .  گویش کنونی آنها کُردی محکی است . اما در لرستان و سایر نقاط به گویش لُری صحبت می کنند . تیره های این طایفه عبارتند از : عاشورخانی – رشنوادی ها – شیرخانی ها – اصل این طایفه از الیشتر و بالاگریوه لرستان هستند.

سلیمان‌نژادها : طایفه ای از ساکنان شهر ایلام هستند، که اصل آنها را از اعراب می دانند. که از اطراف رودخانه شاوور شوش سکونت داشته اند و بعداً با طایفه کولیوند هم پیوند شده اند. و بر خی آنها را از ساکنان توابع موسیان می دانند . زبان کنونی آنها کُردی محکی است .

عبدالهی ها : از طوایف ساکن شهر ایلامند . گویش آنها کٌُردی محکی است . به آنها کاکا هم می گویند. جد آنها از نزدیکان خان والی بوده است .

حیدری ها : از زمان خان والی  از لُرستان به ایلام آمده اند و اصل آنها لُر است . و از جودکی های ملاوی لرستان هستند . گویش کنونی آنها کُردی محکی است .

قیاسوند ها : از طوایف ساکن ایلامند،که از الیشتر لُرستان آمده اند . گویش کنونی آنها کُردی محکی می باشد.

چاغروندی ها : از سکنه قدیم ایلامند و در اصل از بدره آمده اند ولی اصلشان از لُرستان آمده است .گویش کنونی آنها کُردی محکی می باشد .

آل زیار : این طایفه از دلفان های لُرستان هستند . که در گذشته به ایلام آمده اند . در گرگاب – چنارپاش – ارکواز وجود دارند . سه تخمه اند : عوض علی – مهدی بگ – عزیز علی . گویش کنونی آنها کُردی محکی است.

مسگر ها : از ساکنان قدیم ایلامند...و شغل آنها مسگری یا صفاری است . اصالتاً از رشنو ها و شوهان ها می باشند .

گیوه کری : به علت شغلشان به این نام معروف شده اند . زبان کنونی آنها کُردی محکی است .

پنج ستونی : از طوایف مستقل ایلامی هستند. گویش کُردی محکی دارند . و شامل دو طایفه اند : پنج ستون – کولاپین  و از تخمه های معروف آنها عبارتند از : عبدالله – بانقلانی – خدایاری – بهادری – خانواده بهادری از بزرگان محسوب می شوند برخی ها معتقدند از اخلاف طایفه سوره میری می باشند .طایفه کولاپین از طوایف مستقل ایلام است که در اصل از ایل ملکشاهی هستند .

میش خاصی ها : از طوایف بخش میش خاص هستند. گویش آنها کُردی محکی است . و به سه طایفه تقسیم می شوند – سرابی – میان آبی – پایین آبی  که اصل طایفه سرابی ها از لک های لُرستان هستند  و تیره یارم وند از کرمانشاه آمده اند .

طایفه قاضی : از طوایف مستقل بخش مرکزی هستند . آنها به علت انجام امورات دینی و قضاوت و دعا نویسی به این نام معروف هستند . چند تیره اند : مهدی – هادی – کاظم – مؤمن  که می گویند در اصل از دزفول آمده اند .

طایفه قجر : از طوایف بخش مرکزی ایلام هستند که به 5 تیره تقسیم می شوند – رحیم – رحمن – کسانه – شنانه – القاس – در اصل از طایفه نشار شیروانی هستند . گویش کُردی محکی دارند.

طایفه گرز گرزی : از طوایف بخش مرکزی هستند، که جمعیت زیادی ندارند . می گویند که از طوایف خرم آباد هستند، که در زاغه زندگی می کرده اند . یا این که از ایل چگنی لُرستان هستند و برخی آنها را بیرانوند می دانند .گویش کُردی محکی دارند.

طایفه بن ریزی : ساکنین بخش مرکزی ایلام هستند . و بخشی هم در صالح آباد زندگی می کنند . در اصل از لُرستان آمده اند . و احتمالاً از جایدر لرستان باشند . در زمان والی جلو دار او بوده اند .( هم اسم یکی از تیره های کاحیرده دهلران هستند و شاید از یک نسب باشند )

طایفه قلاخوری : از طوایف بخش مرکزی هستند . در اصل از شیروان به ایلام آمده اند .

طولابی : یا طولاوی از طوایف بخش مرکزی هستند . اصل این طایفه هم مثل خیلی دیگر از طوایف ایلام از لرستان آمده اند. و جزء طایفه طولابی خرم آباد هستند . تیره های آن عبارتند از : میر ناصر – سارا – اورگه – کل کل – سارگه – که میر ناصر توشمال آنها بوده است . گویش فارسی و کُردی محکی دارند .

عالی بیگی : از طوایف بخش مرکزی ایلامند، و دارای تیره های – جمالوند – شاهنخجیر – سید محمد – خواجه احمد – پایه وند – بابا های صالح آباد – برخی تیره های این طوایف را لُرستانی می دانند  و برخی دیگر از تیره ها را از کلهر ها می دانند . گویش کنونی آنها کُردی محکی است .

ایل ارکوازی: ایل مستقل ارکوازی ساکن ارکواز هستند، دارای تیره های زیادی هستند که اکثر آنها در زمان والی به خاطر ظلم و ستم او به عراق کوچیده اند . تیرهای آن به این ترتیب هستند : میر – قیطول – کاره شوندی – ملک شوندی – قره شوندی – مورتی – بی – محسن – مومی – بگ بگ – حداد – ریزه وندی – حاج بختیار-  که گویش کُردی محکی دارند که البته در باره اصل و نصب میر ها حرف و حدیث زیاد است برخی آنها را با میر های دره شهر از یک طایفه می دانند . قیطولی ها هم از لرستان آمده اند . کاره شوندی ها کلهر هستند و ملک شوندی ها از ایل ملکشاهی می باشند .

طایفه بولی : ساکنان بخش چوار هستند . جزء ایل ارکوازی بوده اما از آنها مستقل هستند . گویش کُردی محکی دارند  و از دو تیره – مظفروند – کرکلوند تشکیل شده اند .

 

ج -طوایف کُرد ساکن شهرستان ایوان :

اکثر مردم ایوان از ایل کلهر هستند که  از طوایف معروف کُرد می باشند . و به دو طایفه بزرگ تقسیم می شوند :  1-  طایفه چولک: که در روستاهای – کله جوب – جانعلی – هواس بگ – شالهشوری – رستم خان -مهر خان – خوران – نرگسی – زرنه – چهل ذرعی – پلنگرد – چفته – و غیره ... 2- طایه سیری ها : سراب – کابوره – ذلان علیا – چالانچی علیا و سفلی – خرابانان – هلشی – گابوار...

د-طوایف کُرد ساکن شهرستان دره شهر :

علی شروان :در  این طایفه عده به زبان کُردی تکلم می کنند و عده ای به زبان لُری. و بیشتر در بخش بدره ساکن هستند و از تخمه های مختلفی تشکیل شده اند .

طایفه کُرد پشتکوهی : برخی از طوایف کُرد پشتکوهی در دره شهر زندگی می کنند، ولی تعداد آنها بسیار اندک است .آنها هم به زبان کُردی پشتکوهی هم به گویش لُری صحبت می کنند.

 

و-طوایف کُرد ساکن شهرستان دهلران :

مهمیهوند : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و شامل تیره های : قطبین – کاکلی – نوروژه وند – گوران – جوقلی – برامسین – پاپی – گل گلی – مموس مزیه که اکثراً در زرین آباد و اطراف آن ساکنند .

جایروند : زبان آنها کُردی پشتکوهی است . و شامل تیره های شلاروند – امه جشنی – نوکر پیر –مرالوند – مفروند – بالوی – هیوری – گه رکی – گا کله – دشتی– رضا . برخی آنها را منتسب به منطقه جایدر لُرستان می دانند و آنها را از طوایف لک می دانند و برخی عقیده دارند از کردستان به این منطقه آمده اند.  اما قول اول درستتر به نظر می رسد. در میان این طوایف تیره بالوی به طور قطع لُر هستند، چون در قدیم به زبان لُری  صحبت می کرده اند که اکنون در اثر مجاورت با قوم جایروند در بیشه دراز و سایر مناطق زبان آنها تغییر نموده است. همچنین برخی دیگر از طوایف این قوم از منطقه دلفان لرستان آمده اند.

کل کوه :  شامل طوایف مختلفی است. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و طوایف آن عبارتند از : بازگیر – ماسبی- زرگوش – میمه ای – مموس. و بیشتر درناحیه زرین آباد  و میمه ساکنند. مردم منطقه بازگیرها را نیز از مهاجران لُرستان می دانند.

باپیروند : از طوایف مستقل کُرد می باشد. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در شهر دهلران – زرین آباد – و روستاهای اطراف بخش مرکزی و اناران  زندگی می کنند.

سایر طوایف مستقل:  دوستعلی وند – ناصرعالی – که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند .

طوایف وابسته به کُرد: 1- سادات سورهام  2- سادات سید ناصردین  3- سادات ابراهیم قتال –4 سادات صلی (صلاح الدین محمد )  5- دشتی  هرچند که برخی ها هنوز به گویشی شبیه به لری شوهانی تکلم می کنند.

 

ه -طوایف کُرد ساکن شهرستان شیروان چرداول :

1-ایل خزل: به زبان خزلی تکلم می کنند  که مخلوطی از لکی و کُردی است. و از تیره های – علی عسکر – عبدالله – خسروند-میرزابگ – ویس علی – کلی کلی – گویش آنها گرایش به لکی دارد و شاید آنها وابستگان لک تبار باشند.

2- طوایف وابسته به خزل در چرداول : به زبان خزلی تکلم می کنند . نام آنها به این ترتیب است : قلی- شمسل – جبار قلی – منصوری – ریزه وندی – لک بیژنوند – شورابه ای – پنج مزرعه .

 

 

 

ی -طوایف کُرد ساکن شهرستان مهران :

طایفه ملخطاوی : گویش کُردی پشتکوهی دارند. ساکن بهروزان مهران هستند و در اصل از طایفه سوره میری هستند .

طایفه صیفی: به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند و ساکن بخش های مرکزی و اطراف مهران اند.

طایفه زرگوش : به زبان کُردی پشتکوهی حرف می زنند. و از نزاد های مختلف در کنار هم به وجود آمده اند .

طایفه بابا : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در بخش صالح آباد زندگی می کنند، اصالتاً کرمانشاهی هستند.

ایل ملکشاهی : به زبان کُردی محکی حرف می زنند . و به دو طایفه بزرگ قابل تقسیم هستند . 1- گچی 2- چمزی،  که هر کدام از اینها خود چندین تخمه اند . برخی آنها را کُرد و برخی لُر می دانند. ولی گویش کنونی آنان کُردی محکی می باشد. دلیل لُر دانستن آنها حمایت بدون چون چرای این طایفه از والیان لُرستان پشتکوه (ایلام) می باشد. و برخی معتقدند که همراه والی از لرستان به ایلام آمده اند، وجود طایفه ای با این نام در لُرستان مؤید این مطلب است. مثلاً  در میان تیره های ملکشاهی، تیره قیطول از بالاوند لرستان آمده اند. کناریوند های از لک تباران هستند. گراوند ها از طوایف لُرستان محسوب می شوند. و اصل تیره گلان از لُرستان آمده اند . یکی از نمایندگانی کنونی استان لرستان جناب آقای ملکشاهی راد است!

 

14-قوم عرب 

طوایف عرب ساکن شهرستان دهلران :

1- بنی لام 2- خرسان 3- چنانه 4- سرخه 5- چعب  6- مطارفه  7- خسرج  8- دلفیه  9- سادات بخات  10- سادات علوی دال پری همه اینها به عربی تکلم می کنند .

 

در پایان اشاره می کنم که  بسیاری از تاریخ نگاران ...کُرد...نیز مردم ساکن استان ایلام کنونی را ((لر)) ثبت کرده اند ... که در مجالی دیگر و مقاله ای دیگر به صورت مبسوط به آن اشاره خواهم نمود .

 

منابع

بلاذری ،احمدبن یحیی ،فتوح البلدان ترجمه دکتر محمد توکل ، نشر نقره ، تهران ، 1367.

 افشارسیستانی ، ایرج ، ایلام و تمدن دیرینه آن ، ص 128

 ساکی علی محمد ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لُرستان ،   کتابفروشی محمدی ، خرم آباد ، 1343 

 افشار سیستانی ، ایرج ،  ایلام وتمدن دیرینه آن،  ص134و 135

 خیتال ، جعفر ، مجموعه آراء در باره ساکنین پشتکوه ، کتاب خانه اسماعیلی ،  زمستان 1369

کرزن ، لُرد ، ایران و قضیه ایران ج 2 ، ترجمه وحید مازندرانی ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ،  تهران ، 1350

اکبری ، مرتضی ،  تاریخ استان ایلام از آغاز تا سقوط قاجاریه ، ، انتشارات فقه ، چاپ اول ، 1386

سکندر، امان الهی ، قوم لُر ، انتشارات آگاه چاپ دوم ، تهران ، 1374  .

روایات شفاهی  ...مرحوم عبد الحسن جوادی ، ساکن دهلران و...

روایات شفاهی  سلیمان رضایی  87 ساله ساکن سراب باغ

روایات شفاهی منوچهر مرادخانی 90 ساله ساکن آبدانان

روایات شفاهی  روایت شفاهی صفر خانی 82 ساله  ساکن بدره

بر اساس سایت مرکز آمار ایران ...

بر اساس  اطلاعات موجود در سایت لور

 

 

 

گرد آوری ................حیدر میرانی ......


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 19:39
خبرخوان شوهان مطالعه اخبار را بصورت دسته بندي شده از خبرگزاري هاي معتبر بدون نياز به بازكردن سايتهاي مختلف فراهم مي كند. استفاده از اين برنامه بدليل رابط كاربري كاملا فارسي بسيار ساده مي باشد. بصورت پيش فرض اخبار از RSS سايتهاي خبري بر اساس موضوع (مثلا ورزشي) دريافت مي شود كه امكان تغيير و اضافه كردن منابع خبري جديد وجود دارد.

مرجع خبرها از سايتهايي هم چون خبرگزاري فارس، ايرنا، خبرگزاري مهر، آفتاب، شبكه خبر، همشهري آنلاين، ايبنا، فن آوري اطلاعات ايران است.

۴۰۰کیلوبایت       دانلود


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 19:4
 

استقبال مردم شوهان از يادواره

 

 


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 18:49

 

در آسمان آبي لقاء خودت رخصت فرصت پرواز دادي و ماهي هدايتشان را در درياي قضاء خودت پروراندي آنانکه زنگار هر چه غير، از آينه ي دلشان زدودي، تا آنچه رخسار تو را به تمامه در قلب هاي خويش به تماشا نشستند. خدايا ! مارا از آن بندگانت قرار ده، که در دود آتش عشقي که تو در خرمنشان افکندي، تصوير روشن تو را ديدند و، خانه ي دل، براي ورود تو از اغيار تهي کردند. آنانکه در فضاي خلوصشان، جز بوي گل مريم تو نپيچيد، و در برکه ي چشمشان، جز نيلوفر آبي تو نروييد. آنانکه، بودشان را، جز در سجود سپاس تو نديدند. خدايا ! ما را از آنان قرار ده، که پيشاني شان سجده گاه عظمت تو، و چشمانشان بي خواب خدمت تو، و اشک هايشان زبان خشيت تو، و قلب هايشان متعلق محبت تو، و دل هاشان لرزان محاقت توست. اي آنکه ماه هاي رخسار تو روشنايي راه و زيبايي نگاه عاشقان توست. اي آنکه تنزه جمالت دل هاي عارفان را جلاي اشتياق مي بخشد. آتش عشقت را در خرمن وجودم بيافکن، تخم دوست داشتنت را گلدان دلم بکار، سبزينه ي محبت ات رادر برگ هاي به زردي گراييده وجودم بدوان. خدايا ! من عشق به تو را هم از تو مي خواهم، و عشق به عاشقان تو را و عشق به هر کاري که مرا به تو نزديک کند. خدايا ! عشقت را در دلم انداز، و عشق به اوليائت را، و عشق به جاده ي منتهي به سوي تو را و عشق به علامات راهنماي به سوي تو وعشق به زائران تورا و عشق به زاهدان راه تو. خدايا ! مرا چشمي ده که فقط گريان تو باشد و سينه اي که فقط سوزان تو. خدايا ! خودت را معشوق ترين من قرار بده و مرا عاشق ترين خويش. خدايا ! چشم جوببارک عشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده. مباد که دل من اسير جز تو شود و پيشاني قلبم برخاک محبت ديگري بسايد. خدايا ! نکند که روي از من بتابي و نشود که نگاه حيرانم را منتظر بگذاري. اي پاسخ دهنده و اي اجابت کننده ! اي گل بخشش ديگران از گلزار تو ! اي باغبان رحمت

نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 18:22


مقدمه .در فضای آموزشی قرن 21 مقوله های سرعت، دقت، مهارت و اطلاعات و فناوری های نوین مطرح است. در این فضا، کلاس درس، تحت عنوان سلف سرویس عمومی و مدرسه، تحت عنوان جمهوری دانش نام می گیرد که از استانداردهایی خاص پیروی می کنند که باید در به کارگیری آنها دقت های لازم اجرائی ویژه لحاظ گردد. لذا وجود خصوصیات و شرایط لازم در فرایند یاددهی- یادگیری در کلاس درس که مطابق نیازها و ویژگی های فراگیران می باشد، طبق استاندارد سازی یعنی تعیین آنچه که باید انجام شود و اجرای آن، باید به بهترین وجه ترسیم شود. در این فضای آموزشی عقیده بر این است که به منظور تدوین استانداردها بالاخص در یک کلاس و فضای آموزشی باید برنامه و نیازهای فراگیران لحاظ گردد. محیط آموزشی لازم است با تکنیک های جدید آموزشی آراسته گردد، زیرا عقیده بر این است که انطباق های خلاق پویا به طور مؤثری در فضای کیفی آموزشی تأثیر دارد. انطباق های خلاق می توانند برنامه های درسی را به یکدیگر مرتبط کنند و مفاهیم عینی- ذهنی را عینی تر سازند و برخی درس ها و محتواها در فضای مناسب که بر اساس استانداردها غنی شده اند بر یادگیری تأثیر به سزایی دارد.

بیان مساله
در آستانه ی قرن بیست و یکم در حوزه ی آموزش و پرورش با توجه به سطح انتظارات افکار عمومی، نسبت به برون دادهای فعلی نظام تعلیم و تربیت کاستی های قابل توجهی احساس
می شود. از طرفی تغییرات سریع به وجود آمده در عرصه های مختلف و تغییر نیازمندی های جامعه، بروز حرف و مشاغل جدید، همگی ضرورت بازنگری در فرایند آموزش و پرورش را فراهم کرده است. در نگرشی سریع به آموزش و پرورش برای جلب اعتماد عمومی، تربیت معلم شایسته مطرح می باشد. لذا پرداختن به برنامه ی آموزشی در آموزش و پرورش که بخشی از آن معلمان خلاق و شایسته می باشند ضروری به نظر می رسد. راجر کافمن می نویسد درجه ی موفقیت یک نهاد یا سازمان
آموزشی به میزان هم خوانی قصد آن سازمان با قصد جامعه بستگی دارد. (پرویزیان، سایت آموزش و پرورش) باید توجه داشت که برنامه ریزی آموزش و پرورش قبل از این که بر شاخص های کمی استوار باشد تاکید بر کیفیت دارد لذا باید برنامه های پیش بینی نشده در جهت بهبود کیفیت آموزش و در راس آن معلمان به عنوان مجریان اوامر آموزشی باشد و فرایند تصمیم گیری ها باید بر اساس یک الگوی مشخص و هدفمند صورت گیرد. ضمن این که آموزش و پرورش ما در حال حاضر با بسیاری از جوامع تطبیق داشته است ولی برای رسیدن به اهداف متعالی سازمان و رسیدن به استانداردهای لازم نیاز به بازبینی و چاره اندیشی دارد و این بازبینی می بایست در سطوح مختلف نظام آموزشی و علی الخصوص در بازنگری روش آموزش در مقاطع مختلف صورت پذیرد. بنابراین در این مقاله، سوالات ذیل مطرح است. نظام آموزشی در قرن بیست و یکم چگونه است؟ ویژگی های معلم در قرن بیست و یکم چیست؟

اهمیت موضوع
تحولات سیاسی کشورهای مختلف جهان در قرن گذشته بحران های اجتماعی- اقتصادی، فرهنگی و... بدنبال داشته است. این مسائل باعث شده که کارآیی نظام های آموزشی فعلی مورد سؤال قرار گیرد و بازنگری در آنها لازم و ضروری به نظر برسد و برای مقابله با مسائل مذکور و ارتقاء کیفی نظام آموزشی نیاز به اتخاذ برنامه ریزی استراتژیک و استاندارد آموزشی بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. ضمناً در کشورهای جهان سوم علاوه بر موارد یاد شده، افزایش تقاضا برای آموزش، افزایش هزینه های آموزش و پرورش و تامین آن، کاهش کیفیت آموزشی، سست شدن مدیریت نظام آموزشی، عوامل چالش برانگیز به نظر می رسند که در پیش روی کارشناسان و دست اندرکاران
نظام های آموزشی خودنمایی می کند. در کشور ما نیز با استفاده مدارک موجود (عسگری، 1373- بازرگان، 1374) مشکلات مذکور وجود دارد و تجدید نظر در کمیت و کیفیت بخش آموزش و پرورش کشور اجتناب ناپذیر می باشد. از طرفی هر گونه تغییر یا اصلاح در برنامه های آموزشی باید مبتنی بر نظریه های شناخته شده و استاندارد شده صورت گیرد در غیر این صورت تغییرات تکراری بی ثمر ناپایدار همراه با تجارب تلخ آموزشی خواهد بود. انگیزه ی مقاله ی حاضر نیز بر همین اساس می باشد و ضمن ترسیم آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم و ضرورت در سطح کلان ارائه شود تا در آینده بتواند در ارتقاء کیفیت و کمیت آموزش موثر باشد.

محتوای فضای قرن بیست و یکم
هم اکنون قرن بیستم به انتهای خود رسیده و هزاره ی سوم آغاز شده
است. قرن بیستم پرحادثه ترین قرن های بشری بود. دو جنگ جهانی اول و دوم که در کشتار و ویرانی نظیری برایشان نبود، انقلاب روسیه و چین که ادعا داشت وضع بشر را از بیخ و بن دگرگون می سازد. فروپاشی شوروی و اروپای شرقی، افول انقلاب فرهنگی چین، برچیده شدن بساط سلطنت در چند کشور، نظیر مصر و ایران، استقلال یافتن کشورهای استعمار زده، پیشرفت عظیم علم و فن، شکافتن اتم، پیاده شدن در کره ی ماه، کامپیوتر و اینترنت، آلودگی محیط زیست، مباحث جهانی شدن، IT، دولت الکترونیک و رویداد دیگر از این نوع، همگی زاییده ی این قرن می باشد. همه ی این تحولات، بسی سترگ تر و پیچیده تر در قرن 21 خواهد بود.
با این سرعت تغییر و تحولات جهانی عجیب است که انسان، همان انسان قبل با قالب های قدیمی باقی بماند و کلاس های درس، همچون گذشته و به شیوه های متداول سنتی و مکتب خانه ای باقی بماند و نظام های آموزشی، متحول نشود. باید طرح و برنامه ریزی تازه، آموزش نوین مدرسه و کلاس و بالاخره معلم با روش های جدید راه انداخت. لذا بحث استانداردها در فضاهای آموزشی و کلاس درس و روش های یادگیری، زیربنای تحولات و تغییرات بنیادی می باشد. در قرن بیست و یکم، انفجار جمعیت یادگیرنده، سرعت ارتباطات جهانی و افزایش آموزش و افزایش انتظارات، وجود سلاح های بنیان افکن، تجربه های شکست خورده ی مدل قبلی، فاصله ی هولناک میان علامتی هشدار دهنده است بر این که نظامی ماورای آنچه که بوده، باشد و شاید مقوله ی استانداردسازی، حرکتی باشد به سمت ایجاد تعادل لازم چرا که بعضی ها استانداردسازی را هماهنگی برای رسیدن به خوشبختی نظام ها می دانند. فرق قرن بیست و یکم با قرون گذشته در این خواهد بود که مرز های حفاظ و دریچه های اطمینان در آن به حداقل کارایی می رسند و مشکل های موضعی تبدیل به مشکل های جهانی می شوند. بنابراین باید در قرن بیست و یکم پایه های نظام آموزشی را محکم تر و ریشه دارتر کنیم تا بتوانیم در مقابله با این تغییر و تحولات، سرفراز بایستیم. و استانداردسازی در آستانه ی قرن بیست و یکم، چیز عجیب و غریبی نیست. بلکه علمی کردن نظام آموزشی و مطابقت دادن آن با تحولات روز می باشد و آموزش و پرورش با کمک استاندارد سازی باید برای فردایی بهتر و شفاف تر، آماده شود. (خنیفه، سایت آموزش و پرورش)

مسائل اساسی در آموزش و پرورش قرن 21
کسی به طور قطع نمی تواند ابراز نظر کند که قرن بیست و یکم دارای چه ویژگی هایی خواهد بود.
اما آنچه مسلم است این است که دنیا مانند هزاران سال قبل، روال آرام و کندی نخواهد داشت و بسی جای امید است که انسان با تکیه بر هوش و تفکر خود که از ویژگی های ستایش شده او در قرآن کریم می باشد و به واسطه ی آن به عنوان اشرف مخلوقات معرفی شده است، راهکارهایی در برابر موانع آن قرن بیابد. اما آنچه که به نظر می رسد آموزش و پرورش با چهار مسئله ی مهم در قرن بیست و یکم مواجه خواهد بود که اگر از هم اکنون درصدد پاسخ قاطع برای آن نباشد، نگران کننده خواهد بود.
1- جمعیت افزاینده ی دانش آموزی و برنامه ریزی دقیق و پیش نگر
2- کیفیت آموزش و استاندارد های علمی جهانی و بومی
3- افزایش بهره وری در همه ی ابعاد
4- مطالعات تطبیقی و تحول بر مبنای زمان و ضرورت و فرهنگ

ویژگی های معلم در قرن 21

از آنجایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار و مهارت و سرعت می باشد بنابراین ویژگی های معلم در این قرن بر اساس این اصول می باشد.


الف) اطلاعات:
ویژگی معلم، بالا بردن اطلاعات و به روز کردن آن است. در بحث اطلاعات ((برنامه ICT فناوری اطلاعات)) جایگاه ویژه ای دارد که به آن می پردازیم.
1- آشنایی فناوری آموزشی: برای کسب موفقیت در قرن بیست و یکم، معلمان باید دانش آموزانی تربیت کنند که یادگیرندگان مادام العمر باشند و این مسیر نمی گردد مگر این که فرایند یادگیری مبتنی بر انتقال صرف دانش تغییر پذیرد بنابراین معلمان باید با استفاده از کامپیوتر و اینترنت و کاربرد آنها تدریس واقف باشند و دانش آموزان را نیز به این امر ترغیب کنند. فناوری اطلاعات به ما می گوید آن چه که تا دیروز درست بوده امروز ممکن است نادرست و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک باید معلمانی محقق و پژوهشگر باشند و دانش آموزان پرسش گر امروز و پژوهشگر فردا تربیت کنند.
2- آشنا با استاندارهای جهانی کیفیت کار
3- بالا بردن اطلاعات عمومی: معلم قرن بیست و یکم در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرد نه فقط در زمینه ی رشته ی تدریس خود چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته اند. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامع خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم بیش از معلم بودن خود باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.
4- تدریس نوین: استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز، روش هایی تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد عبارتنند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش بارش مغزی، روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسئله، روش استقرایی، روش اکتشافی. تمامی این روش ها را می شناسد و می داند که هر یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او مبتنی بر استانداردها است و تدریس بر اساس استاندارد نوعی بهبود فرایند کار در آموزش و پرورش است.
5- شرکت در دوره های ضمن خدمت: معلم همیشه خود باید در حال فراگیری علم باشد و اطلاعات جدید و نو را بگیرد، در طول کار خود همیشه یکسان تدریس نکند و نکات را از جهات مختلف و زوایای متعدد بیان کند. لازمه ی این کار، شرکت در دوره های ضمن خدمت آموزش معلمان است.
6- آشنایی با اصول روانشناسی تربیتی: از آنجائی که معلم در طول تدریس خود نیاز به ارتباط مقابل دارد، بنابراین باید مخاطبان خود را شناسایی کند. بداند در چه شرایطی زندگی می کنند، تا حدی از خانواده آنها مطلع باشد. در این صورت می تواند پیام های یاددهی خود را شفاف منتقل سازد.
7- داشتن طرح درس: معلم، باید زمان تدریس خود را حساب کند کتاب مورد تدریس را با طرح درس سالانه، بودجه بندی کند و همچنین طرح درس روزانه، داشته باشد و اطلاعاتی کافی و جامع درباره ی مراحل طرح درس نویسی داشته باشدف ارزشیابی تشخیصی،تکمیلی، پایانی را بداند و در مراحل تدریس خود به کار بندد. هدف های جزئی و کلی و هدف های رفتاری را شناسایی کند. حیطه های آموزشی (دانش، درک و فهم، کاربرد،ترکیب قضاوت) را بداند و در طرح ریزی سؤالات و ارزشیابی های مستمر خود که در طرح سالانه خود در نظر گرفته است اعمال نماید. ب) ابتکار دومین ویژگی قرن بیست و یکم، قرن ابتکار بود که در این زمینه، معلم باید دارای ویژگی های زیر باشد.
1- خلاق است: معلم قرن بیست و یکم در این رابطه ی خود خلاق است، دست به شیوه های جدید می زند و دانش آموزان را نیز خلاق با می آورد هر اندازه دانش آموز از نظر اطلاعات، غنی تر باشد. انگیزه ی خلاقیت که در نهاد او بالقوه وجود دارد به فعلیت می رسد و این صورت نمی پذیرد مگر این که معلم و راهنما خودش، آراسته به صفت خلاقیت باشد.
2- ایجاد دنیای پرسش در کلاس: معلم مبتکر، کسی است که همیشه سؤالی برای مطرح کردن در کلاس داشته باشد و حس انگیزه ی کنجکاوی دانش آموزان را تحریک کند. آنان را به فعالیت و جنبش وا دارد. (در کلاس مرده و خسته کننده، مرتباً دیدگان دانش آموزان فقط به عقربه های ساعت می باشد)، را روشن سازد و عشق یادگیری فنون جدید را در آنها زنده کند.
3- ایجاد دنیای تخیل در کلاس: معلم مبتکر به تخیل دانش آموزان احترام می گذارد. یک انشای نو یا یک نقاشی غیر عادی را به مسخره نمی گیرد، از جنبه ی خلاقانه و مبتکرانه به آن می نگرد زیرا تخیل است که خلاقیت و ابتکار را به دنبال دارد.
4- واهمه نداشتن از شکست: معلم مبتکر در به کارگیری مسائل از هیچ گونه شکستی نمی هراسد بلکه قوی و استوار می ایستد، طرح های خلاق خود را آزمایش می کند و جواب و نتیجه را می گیرد و به همه منعکس می کند.
5- خطرپذیری: معلم مبتکر در راه خود هر گونه خطری را می پذیرد اعم از خطرات مالی یا غیر مالی، زیرا به هدفش امیدوار و معتقد است.
6- قدرت تغییر پیش فرض ها: معلم مبتکر پیش فرض های جدید ارائه می دهد و به یک مسئله از زوایای مختلف می نگرد، پیش فرض های قدیمی برای او جالب نیستند، می اندیشد در ذهن خود ((چرا)) پروری ذهنی ایجاد می کند و پیش فرض ها را تغییر می دهد، تجربه می کند، می آزماید تا بالاخره روشی جدید و طرحی نو در اندازد.
7- تشخیص پیش نیازهای دانش آموزان: یکی از زمینه فعالیت های معلم این است که از کجا شروع کند و پیش نیاز فراگیران او چیست؟ نقطه ی شروع مبتکر سنتی و معمولی نیست، بهترین نقطه ی شروع را به کار می بندد، گاهی با طرح سؤالی نوین با آوردن وسیله با ماکتی سؤال برانگیز و...
8- درمان ناتوانایی های یادگیری: معلم مبتکر دانش آموزان ناتوان را شناسایی می کند و به درمان آنها می پردازد. معلمی که با دانش آموزان یک دست خلاق و توانا کار کند، ابتکار خاصی شاید نتواند در کار خود به کار بندد، اما معلم مبتکر کسی است که با به کار بردن روش ههای جدید آموزشی به دانش آموزان ناتوان کمک کند.
9- شناخت تفاوت های فردی: معلم مبتکر به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه دارد . می داند به هر کدام چه مسئوولیتی بدهد و در چه زمینه ای آنها را خلاق بار آورد و استعدادهای نهان آنان را در
چه رشته ی تحصیلی بارور سازد.
ج) مهارت و سرعت سومین ممیزه ی قرن بیست و یکم، مهارت و سرعت است که معلم باید دارای ویژگی های زیر در این مقوله باشد.
1- مهارت های فردی: شامل قدرت طرح ریزی مدل ذهنی، به کارگیری اصول منطقی در تدریس، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل قدرت تصمیم گیری.
2- مهارت های ارتباطی: مهارت های ارتباطی معلم شامل ویژگی های: کنترل احساسات، فن بیان، به کار بردن شعر و امثله در تدریس و گزارش دهی صحیح می باشد.
3- مهارت در تدریس: بیشترین تأثیر در اثر بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است و ارتباطی خاص بین دوره کارآموزی و عملکرد معلمان وجود دارد، معلم قرن بیست و یکم باید با فنون جدید تدریس آشنا باشد و آنها در تدریس خود به کار گیرد.
4- استفاده از وسایل کمک آموزشی (تکنولوژی آموزشی): یکی از مقوله هایی که به مهارت و سرعت تدریس معلم کمک می کند به کار بردن وسایل کمک آموزشی در امر تدریس می باشد به ویژه در دوره مقطع ابتدایی.
5- مهارت تفکر انتزاعی: معلمانی که تفکر انتزاعی بالایی دارند می توانند با دیدهای متفاوت به یک مسأله یا مشکل بنگرند( از دید خودشان، دانش آموزان، مشاوران، مدیران، اولیاء و ...) بنابراین می توانند راه حل های متفاوتی ارائه دهند و درباره ی مزایا و معایب هر برنامه، فکر و بهترین راه را انتخاب کنند و اگر نتایج پیش بینی شده، تحقق نیابد مشتاقند که برنامه را تغییر دهند. در هنگام برنامه ریزی مشکلات اضافی را می توانند حدس بزنند و قبل از این که مشکل روی دهد به طور منظم و اصولی پیشگیری هایی را تدارک ببینند، مهارت تفکر انتزاعی باعث می شود معلمان در امر یاددهی موفق تر باشند.
6- مهارت تجزیه و تحلیل مسائل: این معلمان سطح تفکر انتزاعی فوق العاده بالایی دارند. در حوزه ی کلامی از هوش زیادی بهره مندند، سرشار از اندیشه های عالی هستند. درباره ی موضوعات گوناگون به روشنی بحث می کنند، می دانند انجام چه کارهایی لازم است و چه کارهایی ضرورت و اهمیت ندارد. نکته ای که قابل ذکر است این که هر چند در قرن بیست و یکم تحولات جهانی و واژه ی سرعت اطلاعات، ابتکارات، مفاهیم کلیدی و خاص می باشند اما ویژگی های معلم در فرهنگ دینی ما همیشه جای خود را دارد که در کنار ویژگی های قبلی اهمیت فراوان و به سزایی دارد چرا که هدف از تعلیم و تربیت فراگیران تنها در زمینه ی علم نیست بلکه تربیت و پرورش دینی و رشد خصوصیات اخلاقی بسیار مهم است که در این جا به ویژگی های اخلاقی معلم در قرن بیست و یکم می پردازیم. د) ویژگی های اخلاقی
1- مراعات آداب و رسوم اجتماعی: بسیاری از سعادت های اجتماعی مرهون ادب و مراعات آداب و رسوم اجتماعی است و به بهانه ی پیشرفت علم و تحولات و جهانی شدن نباید معلم که الگوی اخلاق برای دانش آموزان خود است آداب و رسوم اجتماعی خود را کنار گذارد، حصارها را بشکند و حریم عفت و پاکدامنی جامعه را کنار نهد.
2- نشاط و شادابی: معلم باید به هنگام ورود به کلاس، مشکلات زندگی خود را که ناشی از تغییر و تحولات جامعه اش می باشد نظیر تورم، گرانی، بیماری ها و ... همه را کنار گذارده و با روحیه ی شاداب و پرنشاط پا به دنیای کلاس نهد. اگر بی نشاطی، کسلی، افسردگی بر او غلبه کند موجب انتقال آن به دانش آموزان نیز می شود و به قول نیچه: ((هیچ کاری که در آن روحیه ی شاد نقش نداشته باشد پیش نمی رود)). (رشد تکنولوژِی، 82)
3- آراستگی ظاهر: هر چند در قرن بیست و یکم سرعت، اهمیت ویژه ای می یابد و زمان و فرصت به حداقل می رسد اما معلم باید فرصت رسیدن به ظاهر را به خود بدهد و با ظاهری آراسته وارد کلاس شود. رسول اکرم (ص) قبل از خروج از منزل، مقابل آئینه می رفته و ظاهر خود را مرتب می کرده است و در جواب این سؤال که چرا تا این اندازه به این موضوع اهمیت می دهند می فرمودند: نمی خواهم باعث غیبت مردم شوم. معلم باید از رسول اکرم (ص) که الگو و اسوه ی اخلاق است درس بیاموزید.
4- سعه ی صدر: اگر معلم در عصر تحولات و تغییرات، رفتار هایی خاص از دانش آموزان خود دید باید با سعه ی صدر با آن برخورد کند، دریا دل باشد و توانایی پشت سر گذاشتن هیجان های ناشی از پیشرفت در دانش آموزان خود را داشته باشد زیرا با سعه ی صدر، بسیاری از مشکلات حل می شود ((رب اشرح لی صدری ... و یسرلی امری ( سوره طه، آیه 25) )) با سعه ی صدر می توان استعداد درونی فراگیران را شناخت و آنها را شکوفا کرد.
5- اخلاص: بارزترین ویژگی معلم در عصر شکوفایی علم، اخلاص است. مدرسه، درس، کلاس، رفتار، گفتار همه باید بوی اخلاص بدهد. اگر به دنبال آموزش های جدید و تکنیک های جهانی است نباید به خاطر ریا و رخ کشیدن خود و خودنمایی باشد، بلکه باید اخلاص در کار داشته باشد و تنها خود را نبیند بکله هدفش پیشرفت جامعه و تعالی آن باشد و اگر اکسیر اخلاص در کار معلم نباشد هر چند در زمینه ی علمی، معلمی موفق باشد اما ارزش معنوی نخواهد داشت.
6- شخصیت دان به دیگران: معلم موفق در قرن بیست و یکم، کسی است که علاوه بر این که خود متشخص است برای دیگران اعم از دانش آموزان یا همکاران ارزش و شخصیت قائل است و با سخنان کنایه آمیز نباید دیگران را برنجاند، بلکه باید راهنمای بقیه در راه یابی به موفقیت ها باشد دیگران را تحقیر و در جمع سرزنش نکند ((ویل لکل همزه لمزه)) زیرا باعث عقده و کینه در وجود شخص می شود و آتش انتقام را شعله ور می سازد.
7- تعهد در کار: اگر معلم همگام با جامعه پیشرفت کرد و بر تمامی زوایای علوم و فنون جدید دست یافت اما در کارش به خصلت تعهد آراسته نگشت، جز زیان و خسران برای جامعه اش ارمغان دیگری نخواهد آورد. تعهد کاری موجب درست استفاده کردن از اطلاعات علمی می شود، راه بکارگیری صحیح آنها را به معلم می نمایاند و گرنه علم در خدمت نسل کشی و تباهی جوامع می شود؛ همان طور که این وضعیت در غرب حاکم است.
8- تقوا: ویژگی های اولیه و مسلم برای قرن بیست و یکم، تقوا است. اگر معلم آراسته به خوی و خصلت تقوا نباشد، نسلی که تحت تعلیم و تربیت او می باشند عاری از این صفت خواهند بود و کسی که تقوا نداشته باشد تحت تأثیر فرهنگ های مخرب قرار خواهد گرفت و پدیده ی تهاجم فرهنگی را با استقبال خواهد پذیرفت و یا این که دچار غرور علمی کاذب می گردد.
9- وظیفه شناسی: معلم قرن بیست و یکم، دارای خصلت وظیفه شناسی است. از زیر بار مسوولیت به بهانه های مختلف نمی گریزد، تأخیر در کار ندارد، در کلاس درسش اتلاف وقت نمی کند، کم کاری در برنامه اش مفهوم ندارد و حتی گاهی بیش از وظیفه نیز کار انجام می دهد و ایثار می کند، فقط به کار از جنبه ی مالی و سود مادی نمی نگرد و در حین انجام وظیفه اش چشم داشت به تعریف، تمجید یا پاداش و تشویق خاص و ... ندارد.
10- رأفت و مهربانی: معلم قرن بیست و یکم، مهربان است و با این صفت کودکان و نونهالان را به خود جذب می کند، پرخاشگر و تندخو و عصبانی نیست، زمینه را برای هر گونه پرسش و سؤال فراهم می کند، اجازه می دهد به راحتی دانش آموزان با او گفتگو کنند، مشکلات درسی یا غیر درسی خود را بازگو کنند.
11- نگرش و بینش صحیح: معلم قرن بیست و یکم، نگرشی درست و مثبت از مسائل دارد. مسائل جدید و نوآوری ها را با دید مثبت می نگرد که روحیه رقابت جویی را در او تقویت می کند نه این که کاستی های او را به رخش کشد، در تجزیه و تحلیل این نوآوری ها قوی و قدرتمند است و آنها را مغتنم می شمارد و به خوبی استفاده می کند. (افروز، غلامعلی)
12- تقدم منافع جامعه نسبت به منافع خود


نتیجه گیری

تحول اساسی و پایدار در هر جامعه در گرو متحول شدن نظام تعلیم و تربیت آن جامعه است و محور اصلی تحول و توسعه ی نظام تعلیم و تربیت بهبود کیفیت کار معلم، شناخت و ویژگی های آنها می باشد.
معلمان به عنوان پایه گذاران اندیشه های علمی، مبلغان ارزش ها و مسوولیت های اجتماعی به کودکان ما می باشند و حرف اول را در تربیت منابع انسانی می زنند و هیچ حرفه ای همچون شغل معلمی تاثیر موثری در جوامع ندارد. طرفداران و مبلغان تحول و توسعه در جوامع باید بیش از هر کس حامیان واقعی معلمان باشند و سیاست گزاران آموزش و پرورش با در نظر گرفتن حقوق و مزایای شغلی ویژه برای معلمان مدارس و یا دارا بودن مدرک تحصیلی و تخصص و تعهد مورد نظر، دغدغه های زندگی را برای آنان کاهش دهند زیرا معلم یک هدیه الهی است و بسیاری از بزرگان فرهنگ ما و دیگر فرهنگ ها افتخارشان این بوده که سال های پربرکت عمر خود را در مدارس طی کرده اند نظیر پیاژه، اریکسون، مرحوم باغچه بان، استاد نیرزاده، شهید رجایی، باهنر و ... از طرفی معلمان باید بدانند در چه شرایط متحول جهانی زندگی می کنند فکر و عمل و توان خود را محدود به مرزهای جغرافیایی خود نکنند از قدرت ابتکار، خلاقیت و مهارت برخوردار باشند، فعالیت های خود را محدود به چند کتاب یا جزوه که در مراکز تربیت معلم یا در طول کار خود با آن آشنا شده اند نکنند زیرا که دنیای پیچیده و متحول امروز مستلزم یادگیری مداوم و فرزند زمان خود بودن و فعالیت، حساسیت و خلاقیت است و به گفته آلبرت انیشتن افراد انسانی را نباید همچون ابزارهایی بی جان در نظر گرفت و جوانان را به مثابه ی شخصیت های متعادل و موزون باید به جامعه تحویل داد. (رشد تکنولوژی، شماره 155) در پایان از خداوند متعال می خواهیم که به معلمان ما توفیق روزافزون در امر یاددهی عنایت فرماید و آنان را به صفات حمیده، آراسته گرداند و صبوری و بلند همتی و آزاد اندیشی را به آنان اعطاء فرماید تا بتوانند در تربیت و آموزش نسل سالم و صالح و خلاق موفق باشند چرا که آینده ی ایران در گروه کارآیی دانش آموختگان امروز می باشد.

منابع و ماخذ:
- تکنولوژی آموزشی، شماره 19، اسفند ماه 1382
- تکنولوژی آموزشی شماره 19، فروردین 1383
- معلم خوب من، آیت اله مظاهری، 1370
- سایت آموزش و پرورش www.Amoozeshvaparvaresh. Org
- ویژگی ها و قابلیت های مورد انتظار از معلمان، غلامعلی افروز،
دانشگاه تهران، 1382
- استانداردهای آموزش فضای قرن 21، حسین حنیفه 1382
- تدوین استانداردهای کیفیت معلمان، اعظم ملایی نژاد، 1382
- رشد مدیریت مدرسه، شماره 15، فروردین 1383

دوشنبه 29 آبان 1385 منبع : سايت پژوهش صدیقه هوشیار
 

لطفا از  مطلب فوق  با درج این لینک و منبع استفاده نمایید :حمید رضا ترکمندی ، زیباوب www.zibaweb.com


نويسنده :طبیعت شناس
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت: 18:4
دوستان
ابزارک هاي وبلاگ